محمد قنبرى
367
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
« اعتدال طلايى » ياد شده است . « 1 » در اين ميان ، فلاسفه مسلمان نيز اين نظام اخلاقى را پذيرفتند و هر چند اصلاحاتى را در آن به عمل آوردند ، آن را با آيات و رواياتْ تطبيق دادند . از اين رو ، همه يا اكثر كتب اخلاقىاى كه توسط انديشمندان مسلمان تدوين شده است ، براساس همين نظام اخلاقى ، فضايل و رذايل اخلاقى را به تصوير كشيدهاند . علّامه طباطبايى معتقد است كه در مباحث اخلاقى ، تاكنون ، چهار مكتبْ ظهور كرده است : مكتب فلاسفه ، مكتب انبيا ، مكتب عرفانى اولياى كُمّل ( البته اين نام را با توجّه به تعريفى كه ايشان براى اين مكتب ارائه كرده بر آن گذاشتهايم ) . « 2 » نظام اخلاقى ارسطو ، همان مسلك فلاسفه است كه در تقسيم علّامه طباطبايى آمده است . حضرت امام رحمه الله در شرح حديث جنود عقل و جهل ، در بررسى صفت عدالت ، به اين نظريه اشاره كرده است ، آنجا كه مىفرمايد : بدان كه انسان را از اوّل نشو طبيعى ، پس از قوّه عاقله ، سه قوّه ملازم است : يكى قوّه واهمه كه آن را « قوّه شيطنت » گوييم . . . دوم ، قوه غضبيه كه آن را « نفس سَبُعى » گويند . . . سوم ، قوّه شهويه كه آن را « نفس بهيمى » گويند . « 3 » و در ادامه چنين آورده است : حكما ، جميع اجناس فضايل را چهار فضيلت دانند : حكمت ، شجاعت ، عفّت ، عدالت . . . . پس حكمت ، عبارت است از تعديل قوّه نظريه و تهذيب آن ؛ و عدالت ، عبارت است از تعديل قوّه عمليه و تهذيب آن ؛ و شجاعت ، عبارت است از تعديل قوّه غضبيه و تهذيب آن و عفّت ، عبارت است از تعديل و تهذيب قوّه شهويه . « 4 » ايشان بر اين مطلب تأكيد كرده كه مقصود از صراط مستقيم ، همان عدالت است :
--> ( 1 ) . براى تفصيل بيشتر ر . ك : علم الاخلاق ، ارسطو ، با مقدمه مبسوط بارتليس سانتملير ، ج 1 ؛ دائرة المعارف بزرگاسلامى ، ج 7 ، ص 593 - 594 . ( 2 ) . مكتب مادّيون . الميزان ، السيد محمد حسين الطباطبائى ، ج 1 ، ص 370 - 375 . ( 3 ) . شرح حديث جنود عقل و جهل ، ص 149 . ( 4 ) . همان ، ص 151 .